|
|
|||||
|
|||||
|
?man:how long is a million year,God God:it is a minut for me ?Man:how much is a billion dollr .God:it is a penny for me Man:give me a penny, God God: wait a minute .
نوشته شده توسط آذر در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 ساعت 22:58 | لینک ثابت |
نگاهت بغض رفتن داشت من نفهمیدم دلت ترس شکستن داشت من نفهمیدم سکوتت از رضایت که نبود اما گمانم قصد گفتن داشت من نفهمیدم تمام بحث و دعوا ها که می کردی حکایت از گذشتن داشت من نفهمیدم ببخشید این همه از بودنت رفت دلت شوق شکفتن داشت من نفهمیدم بمان این یک سوال آخرم ماند سلامت بوی رفتن داشت من نفهمیدم؟
نوشته شده توسط آذر در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 ساعت 20:46 | لینک ثابت |
وقتی می خندی همه ی آدما فکر میکنن تو چه قدر خوشی! خیلی ها فکر میکنن لابد یه نقشه ای داری که اونو زیر خندت پنهان کردی بعد که میبینن تو همیشه می خندی اون وقت بهت می گن بی سروپا اگه خیلی بهت لطف کنن و بشناسنت بهت می گن ساده کله پوک الکی خوش یا خیلی چیز های دیگه اونایی هم که دوست دارن شروع می کنن به نصیحت کردن اما . . .
اونا نمی دونن که میشه توی بدترین شرایط هم خندید نمی دونن میشه با خنده حرف زد اونا فقط زبون گریه و اخم و بلدند نمی دونن گاهی با یه لبخند میشه دلی رو شاد کرد نمی دونن میشه بجای گریه و خنده یا اخم و لبخند تسلیم یا مبارزه سقوط یا هبوط بهترین ها رو انتخاب کرد نمی دونن میشه برای هر چیزی خندید خوب یا بد وشاد بود اونا فقط می گن خنده بده!
نوشته شده توسط آذر در دوشنبه هجدهم آذر 1387 ساعت 13:58 | لینک ثابت |
تمام حرف من اوج سفر بود گذر از تار و پود سرخ چشمانت چه کسی می خواند قصه ی بودن من را با تو که نگاهت همه انکار من است و سکوتت آن زبان ساده ای که نگاهم با نگاهت آشنا کرد شده از زخم زبانت آگاه چه کسی می خواند قصه ی بودن من را با تو دل من دور شد از هستی تو با تمام سختی من تحمل کردم طعنه ی طوفان را زخمه ی هجران را شکوه ی باران را و دلم دور شد از هستی تو اما دل من . . . راستی چه کسی می خواند قصه ی بودن من را با تو کاش در گوش منم می خواند دلنشین نوای دروغینش را . . . . آذر
نوشته شده توسط آذر در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ساعت 22:11 | لینک ثابت |
تمام شد باور نمی کنم اما انگار این دفعه واقعا تمام شد دوره ی سخت امتحانات شب بیداری ها دلهره ها وتمام سختی ها دارم میرم خونه نه میرم مسافرت دیگه از سکون خسته شدم به قول فروغ: (گر به مردابی ز جریان ماند آب از سکون خویش نقصان یابد آب جانش اقلیم تباهی ها شود ژرفنایش گور ماهی ها شود . . .) خلاصه که چند روز از دست درس و کتاب و جزوه راحت میشم با آرزوی رهایی از زندان کاشان بند دانشگاه علوم پزشکی سلول پرستاری-مامایی
نوشته شده توسط آذر در شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 12:35 | لینک ثابت |
گاهی وقتا آدما با حرفاشون نیش میزنن گاهی وقتا نمی گن آدم و آتیش میزنن گاهی وقتا آدما آدم و تنها می ذارن تو جاده ی غرورشون هرکسی رو جا می ذارن گاهی وقتا آدما از همدیگه سیر می شن دنبال یه بهونن تا زودی دلگیر بشن گاهی وقتا آدما سنگینی ناله میشن حرفاشون و نمی زنن بغض نود ساله میشن گاهی وقتا آدما تو دوستی در جا می زنن هر کسی رو که دوست دارن یه روزی تنها می ذارن گاهی وقتا آدما کینه هاشون تازه می شه تو تنهایی نمی دونن غصه بی اندازه می شه؟ گاهی وقتا آدما دلا رو راحت میشکنن تیکه های شکسته رو تو دل دوستی می کارن گاهی وقتا آدما قدر همو نمی دونن روز جدایی که میشه از هم دیگه دل میکنن گاهی وقتا آدما بلور تنهایی میشن سکوت جاده ی شب و غروب بی کسی میشن وقتی که تنها شدن و تو تنهایی نشستن اون وقته که می فهمن به همدیگه دل بستن آذر
نوشته شده توسط آذر در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 0:6 | لینک ثابت |
پشت این پنجره افسرده نشسته است دلم رفته از یاد و ز دست همه خسته است دلم من دوباره نفس تازه دلم می خواهد قفل این پنجره انگار که بسته است دلم یک نفر هم نفس ساز سکوت دل من می اید بی خبر ساز من این بار شکسته است دلم این همه خواندم و خواندی و دلم باز نشد پشت این پنجره افسرده نشسته است دلم آذر
نوشته شده توسط آذر در شنبه چهارم خرداد 1387 ساعت 17:51 | لینک ثابت |
با این همه ای قلب در به در از یاد مبر که ما (من و تو) عشق را رعایت کرده ایم . . . از یاد مبر که ما من و تو انسان رعایت کرده ایم . . . . . خود اگر شاهکار خدا بود یا نبود
نوشته شده توسط آذر در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 21:55 | لینک ثابت |
عشق ضمانت تنها شدن نیست. آنقدر رفته ای که تمام در های باز مانده به یاد تو روی پاشنه ی انتظار پوسیده اند. دریا باش که اگر کسی سنگی به طرفت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه انکه متلاطم شوی.
نوشته شده توسط آذر در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:34 | لینک ثابت |
|
درباره وبلاگ
![]()
سلام دوستان من آذرم متولد 1366 دانشجوی رشته ی پرستاری کاشان عاشق شعر و باران وپاییزم. اگه در مورد مطالب وبلاگ نظر بدین خوشحال میشم
فهرست اصلی
پیوندها
امکانات
| ||||